سفارش تبلیغ
صبا

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام

حدیث از ائمه علیه السلام
 اهل بیت (ع)
درباره وبلاگ

نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات


بازدید امروز: 83
بازدید دیروز: 104
کل بازدیدها: 407329
پیوندهای وبگاه
» اللهم صلی علی محمد و آل محمد
» شیرین تر ازعسل
» حدیث منتظران
» حدیث313
» به رنگ آبی
» بوستان ادب و عرفان
» سیب خیال
» کلاس ششم1
» خون شهدا
» دل نوشته های من
» مجله پارسی نامه
» مهربان
» کتاب خانه دیجیتال
» زیبا ترین اشعار
» بغض نوشت
» بلاگ فناوری طراحی سایت
» شین مثل شعور
» من میگم
» نگاهم برای تو
» پرستوی خیال
» زیباترین حس
» امید وصل
» تفحص
» صدای دل
» پایگاه خبری
» غزلستان عاشقی
» پاتوق دوستان
» قیدار شهر جد پیامبر
» کاش خواننده این نوشته باشی
» عشق الهی
» تنها عشق
» یادداشت ها
» زنگ تفریح
» رنگارنگ
» تینا
» خاطره ها
» نسیم بهشت
» رهگذرم دلنبند
» افسوس که این عمر
» یوسف آل محمد
» حرف های من وتو
» زنگ تفریح
» در دشت هویج
» دنیایی زیر قلمت راه می رود
» ما عادت داریم
» دل نواز
» یادداشت های شبانه
» مهتاب سبز
» خورشت
» دنیای خاطرات من
» تولدت مبارک
» خط بارون
» ارزودارم
» قلب
» آن سوی خیال
» تن ها
» قلب های شکسته
» یکتا
» پرستیژ
» خواسته خدا
» نیلوفر مرداب
» قافیه باران
» جاده خاطره ها
» بهار عشق
» احساس رویایی
» ابرار
» غزلیات محسن نصیری
» نهان خانه جان
» اسلام دینی زیبا و زندگی بخش
موضوعات
آرشیو مطالب
صفحات دیگر
وصیت نامه امام حسین علیه السلام
+ نویسنده امیر حسین حاجی لو در چهارشنبه 87/10/18 | نظرات ()

حضرت سیدالشهداء علیه السلام هنگام حرکت از مدینه بسوى مکه وصیت نامه ذیل را نوشت و با انگشترى خویش مهر کرد و به برادرش ، محمد حنفیه داد.
((به نام خداوند بخشنده مهربان
بطور یقین حسین گواهى مى دهد که خدایى جز الله نیست و شریکى براى او وجود ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست که آیین حق را از نزد حق تعالى آورد.
او گواهى مى دهد که بهشت و جهنم حق است و روز قیامت بى گمان به وقوع مى پیوندد و خداوند متعال انسانها را از قبرها بر مى انگیزد.
بى شک من برا تفریح و خوشگذرانى و اظهار کبر و فساد و ظلم از مدینه خارج نشدم بلکه جز این نیست که براى صلاح در امت جدم ، سفر را آغاز کرده و مى خواهم امر به نیکى و نهى از زشتى کرده و به سیرت جدم و پدرم ، على بن ابیطالب ، رفتار کنم ؛ هر کس این حقیقت را از من بپذیرد و از من پیروى کند، راه خدا را برگزیده و گرنه ، صبر مى کنم تا خداوند متعال بین من و این قوم به حق داورى کند و او بهترین داوران است .
برادرم ! این وصیت من به تو است و توفیق من جز از خدا نیست و به خدا توکل کرده و بازگشتم به سوى اوست .
))
(بالحسین تسعدون و به تشقون .
تنها ره سعادت و خوشبختى و یا شقاوت و بدبختى شما به واسطه حسین است .
                                            رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم )

یا حسین شهید
+ نویسنده احمد حاجی لو در پنج شنبه 87/10/12 | نظرات ()
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
 

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
 

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
 

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
 

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
 

در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است
 

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست
 

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین
 

فرا رسیدن ایام سوگواری و محرم بر همه شیعیان تسلیت باد

امام حسین (ع)
+ نویسنده امیر حسین حاجی لو در دوشنبه 87/5/14 | نظرات ()

 امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا (ع) نام این فرزند زهرا (س) را حسین نهاد وی مورد علاقه شدید پیامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسین منی و انا من حسین....» و در آغوش پیامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته این حجت الهی بود. در دوران خلافت پدرش در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» شرکت داشت.پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود پس از انعقاد پیمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاویه حاکم شام) با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) از کوفه به مدینه آمدند. با شهادت امام مجتبی (ع) در سال49 یا 50 هجری (که به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس الکندی مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسید. معاویه با توطئه به ازدواج درآوردن یزید با جعده این کار را تدارک دید). بار امامت به دوش سیدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله که معاویه بر حکومت مسلط بود، امام حسین (ع) همواره یکی از معترضین سرسخت نسبت به سیاستهای معاویه و دستگیریها و قتلهای او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در کشتن حجربن عدی و یارانش و عمروبن حمق خزاعی که از وفاداران به علی (ع) بودند و اعمال ناپسند دیگر او نوشت. در عین حال حسین بن علی (ع) یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخصی بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی (حکومتی که از سال 41 هجری با معاویه اولین خلیفه اموی شروع می شود و تا سال 132 هجری ادامه می یابد) از نفوذ شخصیت او بیم داشت با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) به نفع او بیعت بگیرد اما سیدالشهداء که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاریهای کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق حرکت کرد.

پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین «کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت. تسلیم نیروهای یزید نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنه کام، همراه اصحابش به شهادت رسید. از آن پس کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید.(1)

خون او تفسیراین اسرار کرد         ملت خوابیده را بیدار کرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفای سیدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهی، ایمان، شجاعت و فداکاری بودند .... آنان که در رکاب سیدالشهداء به فیض شهادت رسیدند جمعی از بنی هاشم بودند. جمعی از مدینه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخی در مکه در طول راه به وی پیوستند. برخی هم از کوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهید بپیوندند. کسانی هم در راه نهضت حسینی، پیش از عاشورا شهید شدند،‌که آنان نیز جزء اصحاب او به شمار می آیند. (چون مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر صیداوی و ...) (3)

ـ مدت قیام امام حسین (ع) از روز امتناع از بیعت با یزید تا روز عاشورا 175 روز طول کشید (12 روز در مدینه، 4 ماه 10 روز در مکه، 23 روز در بین راه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثی/ ص 147. 148)

2-علامه اقبال لاهوری

3- (پیام آور عاشورا/ مهاجرانی/ ص 11)

 4- (فرهنگ عاشورا/ جواد محدثی/ ص 32)


ضرورت عزاداری
+ نویسنده احمد حاجی لو در جمعه 86/11/12 | نظرات ()
ضرورت عزاداری از دیدگاه قرآن

در کتاب آسمانی قرآن که همه ی برنامه های
رستگاری وسرافرازی انسان را در دنیا و آخرت در بر می گیرد،نشانه هایی در باره جواز
شرعی این سنت نیکو وجود دارد.خداوند متعال دربعضی آیات ،ساختار کلی آن را تایید
فرموده ودربعضی دیگر ،بابیان پیشینه ی تاریخی آن، به گونه ای دیگر آن را در شریعت
آسمانی اسلام امضاء کرده است.

خداوند در قرآن می فرماید:«لا یُحِبُّ الله
الجَهَربالسُّوءِ مِنَ القولِ اِلّا مَن ظُلِمَ»

خداوند فریاد زدن وبدگویی کردن رادوست ندارد مگر
درباره ی کسانی که به آن ها ستمی شده باشد.

خداوند در بخش نخست آیه با آوردن سیاق نفی به
مردود بودن هر گونه فریاد وشیون باطل اشاره می کند.بااین حال ،دربخش دوم این
آیه،کسانی را که مظلوم واقع شده اند،از این قاعده مستثنا می سازد واین کار را می
پذیرد.خداوند در این جا به بندگان خود می فرماید که اگر بر شما ستمی شد،می
توانیدشیون وزاری کنیدواگرمظلومی رادیدیدمی توانید بر او شیون کنید؛زیرا همین کار
زنگ خطری برای ستم کاران به شمار می رود.

از این آیه چنین برداشت می شودکه خداوند نمی
خواهد هیچ ستمی دردنیا پنهان بماند.ازاین رو،به بندگان خوداجازه می دهد
باافشاگری،ستم کاررسواکنند.خداوند نمی خواهد آه هیچ مظلومی در سینه اش خفه
شود،بلکه می خواهد همه از مظلومیت او آگاه گردندوبرای خشکاندن ریشه ستم وفساد به
پا خیزند.این آیه به طور آشکار ومستقیم بر مشروعیت آیین عزاداری دلالت می کند.


اجر معنوی عزاداری
+ نویسنده احمد حاجی لو در پنج شنبه 86/11/11 | نظرات ()

اجر معنوی عزاداری

 در دین
مبین اسلام برای گریستن بر مظلومیت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ویارانش در
کربلا،پاداش فراوانی در نظر گرفته شده است.این بدان دلیل است که این گریستن بادیگر
گریستن ها تفاوت دارد.این گریه از ناتوانی وزبونی نیست بلکه نشانه ی عزت و سربلندی
است.این گریستن نشان دهنده ی پشتوانه توانمندی تمدن 1400ساله است که پرتوآموزه های
زندگی آفرین آن در گذرگاه های پرفرازونشیب تاریخ،راهنمای بشر است.

امام صادق علیه السلام فرموده است:برای بندگان
خدا،فریاد کشیدن و گریستن در همه ی امور ناپسند است جز فریاد کشیدن و گریستن بر
حسین بن علی علیه السلام زیرا گریه کنندگان در این مورد به پاداش اخروی دست می
یابند.

امام سجاد علیه السلام در باره ی پاداش معنوی
گریستن برامام حسین علیه السلام می فرماید:هرمومنی برای شهادت حسین بن علی علیه
السلام گریه کند واشک برگونه هایش جاری گردد،خداوند متعال به او در بهشت خانه ای
عطا می فرماید که مدت ها در آن زندگی می کند.هم چنین هر مومنی به دلیل آزاری که از
دشمنان ما در دنیا به ما رسیده است،گریه کند واشکش سرازیر گردد،خداوند متعال
دربهشت به اوجایگاه بلندمرتبه ای می دهد.هرمومنی در راه ما،به اوآزار برسد وبگرید
به گونه ای که اشک برگونه هایش جاری شود خداوند ناراحتی را از اودور می
گرداندوروزقیامت،وی راازآتش دوزخ درامان می دارد.


هدف های عزاداری
+ نویسنده احمد حاجی لو در شنبه 86/11/6 | نظرات ()

هدف های عزاداری

خداوند متعال ، انسان را به گونه ای آفریده است
که با بهره گیری از احساس و عاطفه می تواند خود را با شرایط گوناگون سازگار
کند.این شرایط عبارتند از: شادی ، اندوه ، برخورد با افراد گوناگون وبرخی از شرایط
دیگر که قوه ی احساس و عاطفه ی آدمی را تحریک می کنند. همین احساس های گوناگون در
موقعیت های مختلف،به او یاری می رسانند.

آدمی از اولین روزهای آفرینش، همیشه  با دشواری های زیادی مواجه بوده، ولی کوشیده
است با بهره گیری از گریه و عزاداری با آن به مقابله بپردازد به عبارت دیگر ، از
خود دفاع کند.پس مهار طغیان روحی در برابر دشواری ها و دست یابی به آرامش روانی را
باید نخستین هدف در برپایی هر گونه هر گونه عزاداری و سوگواری دانست.این آیین ها
افزون بر برون افکنی روحی(که جنبه ی فردی دارد) هدف های دیگری را پی گیری می کنند
که این مساله درباره ی عزاداری حضرت سیّدالشهداء علیه السلام آشکار تراست.یکی از
این هدف ها،افشاگری ونمایاندن چهره ی واقعی کسانی است که در حادثه ی کربلا بر اهل
بیت اظهار علیهم السلام ستم روا داشته اند.با برپایی آیین عزاداری ، شرکت کنندگان
از زوایای گوناگون ، ستم کاری گروه باطل و مظلومیت سپاه حق آگاه می شوند.بدین
تربیت ، سرمشق گرفتن از نهضت آگاهی بخش امام حسین علیه السلام در جامعه، نهادینه
می گردد.در این حالت ،محفل های عزاداری به کلاسی برای آموختن درس پایداری وستم
ستیزی تبدیل می شود.هم زمان با آن ، بینش دینی مردم ، در باره ی مفهوم عدالت
وآزادی در مسیر اصولی وتاب آن جهت خواهد یافت .امام خمینی قدس سره بر اساس همین
نگرش فرموده است : این محرم صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.وزنده نگه
داشتن عاشورا یک مساله ی بسیار مهم سیاسی-عبادی است.عزاداری کردن برای شهیدی که
همه چیز را در راه اسلام داده ، یک مساله ی سیاسی است.

یک مساله ای است که در پیشبرد انقلاب ، اثربسزا
دارد.ماازاین اجتماعات استفاده می کنیم.ما از آن الله اکبر ها،استفاده کردیم وباید
آن را حفظ کنیم.الگو سازی منطقی از نهضت امام حسین علیه السلام در کربلا،مایه ی
پویایی همه ی جنبش های مذهبی واسلامی است ؛زیراتنها در صورت بهره گیری وپیروی از
پیام،این جریان ماندگار خواهد شد.نمونه ی آن انقلاب اسلامی ایران است.

دیگر هدف مهم این عزاداری ،پیام رسانی مستقیم
وغیر مستقیم به اجتماع است.درپرتو این سنت ، بسیاری از آموزه های اسلام مانند:امر
به معروف ونهی ازمنکر ، تولّی و تبرّی زنده می شود.

شرکت در محفل های عزاداری، افزون برپاداش معنوی که
برای هرفردعزادار به ارمغان می آورد،برعلاقه مندی مردم به اهل بیت علیه السلام می
افزاید.هم چنین پیام معنوی نهضت اسلامی عاشورا را به نسل های آینده انتقال می دهد.

عاشورایی دیگر وخروشی دیگر
+ نویسنده احمد حاجی لو در پنج شنبه 86/11/4 | نظرات ()

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟

السلام علیک یا اباعبدالله

می خواهم در باره ی ایام محرم مطالبی را با عنوان
های :

1.عاشورایی دیگر وخروشی دیگر

2.هدف های عزاداری

 3.اجر
معنوی عزاداری

4.ضرورت عزاداری از دیدگاه قرآن

 به
پیشگاه آقا امام زمان ارایه نمایم.باشد که مورد قبول واقع گردد.

از خوانندگان عزیز التماس دعا دارم.

 

 

 

عاشورایی دیگر وخروشی دیگر

عاشورا، اقیانوسی خروشان است که همه کشتی
شکستگان بدعت و زورق های به گل نشسته ی بی نام و نشان تاریخ را در خود  خود می شکند و هم چنان می خروشد.

عاشورا، سر چشمه ای خروشان است که تشنگی همه ی
کاروان را فرو نشانده و در تب و تاب زلال آب، انسان را زندگی بخشیده است.

عاشورا، تجلی گاه اندیشه ی ناب ،پیغمبر گونه ای
است که دشمنان انسانیّت را در برابر مردانگی و فتوت خود به زانو در آورده است.

عاشورا ، کوهی است که در گذر گاه رود خانه ای
حیات بشری،قد علم کرده و تنها جویبار انسانیّت را از خود گذر داده است.از این رو
دیگر رودها و جویبارها به مرداب پیشگی ، گراییده اند.

عاشورا جنبش است و نه سکون،اعجاز است ونه
ایجاز،صاعقه است و نه جرقه،فرهنگ است ونه جنگ و عرفان است و نه حرمان.

کتاب عاشورا همواره گشوده و آزمون گاه کربلا،
همیشه بر پاست.آدمیان همیشه و همه جا در این آزمون گاه ، درس پیش خوانده را پس می
دهند تا « خبیث از طیب» تمیز داده شود.

عاشورا ، در حوادث پیشین خود ریشه دارد و شاخه
هایش پس از آن تا قیامت گسترده است.





امام حسین و واقعه ی عاشورا
+ نویسنده احمد حاجی لو در یکشنبه 86/10/23 | نظرات ()
پس از شهادت امام حسن(ع) برادرش حسین(ع) به امامت رسید، مردم عراق از امام حسین خواستند که بر ضد معاویه قیام کند، امام حسین(ع) به آنها گفت برادرم با معاویه قراردادی را امضاء کرده است که تا مدت آن تمام نشود نمی توانم آن را نقض کنم. یکی از مفاد قرارداد صلح امام حسن(ع) این بود که خلافت فقط در دست معاویه باشد و آن را به پسرش یزید منتقل نکند و چون معاویه هنوز زنده بود، امام حسین(ع) 10 سال را به همین منوال سپری کرد تا آنکه معاویه مرد. با مرگ معاویه تعهد امام حسین(ع) به معاویه هم تمام شد و دیگر قراردادی بین او و معاویه نبود. یزید به خلافت رسید و به جای پدرش در شام بر مسند قدرت نشست. امام حسین(ع) در مدینه ساکن بود، یزید از مردم شهرهای مختلف مشغول گرفتن بیعت شد و به والی مدینه دستور داد از مردم بیعت بگیرد بخصوص از امام حسین(ع) و اگر حسین بیعت نکرد او را کشته و سرش را برای یزید بفرستد. پس از آنکه دستور به والی مدینه رسید او امام حسین(ع) را احضار کرد و این کار در ساعاتی از شب گذشته انجام شد، امام حسین به احضار در این ساعت از شب مشکوک شد. لذا تعدادی از یارانش را خبر کرد و به آنها گفت با خود شمشیر بردارند و در زیر لباس پنهان کنند و پشت درب مخفی شوند اگر خطری برای او پیش آمد وارد محل جلسه شوند. والی مدینه مروان بن حکم را خبر کرده بود و از او مشورت خواست، مروان به او گفت همان کاری که یزید دستور داده است را انجام بده. والی مدینه به امام حسین(ع) گفت یزید چنین دستوری صادر کرده است، امام حسین صراحتاً نگفت که من بیعت نمی کنم و فرمود این کاری است که باید در ملاء عام انجام شود تا همه مردم ببینند که من بیعت می کنم یا نه پس تا صبح صبر کن، والی مدینه قبول کرد اما مروان به او گفت کار اشتباهی می کنی اگر حسین از اینجا بیرون برود دیگر او را پیدا نخواهی کرد، همین الان از او بیعت بگیر یا او را به قتل برسان.
امام حسین(ع) به مروان گفت تو دروغ گفتی و با پیشنهاد قتل من به او مرتکب گناه شدی و با این حرفی که پیش آمد امام حسین(ع) صراحتاً گفت من با شخصی مثل یزید بیعت نخواهم کرد و از نزد والی مدینه بیرون رفت. فردا صبح مروان را در شهر دید، مروان به امام حسین(ع) گفت اگر با یزید بیعت کنی این به نفع دین و دنیای توست، امام حسین فرمود انا لله و انا الیه راجعون باید فاتح اسلام را خواند اگر کسانی مثل یزید رهبر جامعه اسلامی شوند و سخنان طولانی بین آنها رد و بدل شد تا اینکه شب شد و والی مدینه گروهی را به درب خانه امام حسین فرستاد و خواستند از او بیعت بگیرند، حضرت فرمود تا صبح صبر کنید و آنها نیز قبول کردند و رفتند.
امام حسین اگر تا فردا صبح صبر می کرد یا باید بیعت می کرد یا به قتل می رسید، اما او به هر دلیلی تصمیم گرفت از مواجهه با چنین صحنه ای خودداری کند و همان شب خانواده خود را جمع کرد و بار سفر بست و نیمه شب از مدینه خارج شد و در خفای کامل و بسیار محرمانه به مکه سفر کرد، اما قبل از سفر نزد برادرش محمد حنفیه رفت و جریان را برای او تعریف کرد و نظر او را جویا شد، محمد حنفیه گفت تو عزیزترین خانواده من هستی، به نظر من از قرار گرفتن در چنین صحنه ای پرهیز کن و از مدینه خارج شو و به مکه برو حتی اگر در آنجا تو را پیدا کردند به یمن برو. بعد از آنکه صحبتهای محمد حنفیه تمام شد حضرت به او فرمود من خودم هم همین تصمیم را گرفته بودم و اکنون عازم مکه هستم. پس تو در اینجا باش و اخبار را برایم بفرست.
حضرت به مکه رفت و از سوم شعبان تا 8 ذی حجه در مکه بود و در این مدت مردم عراق و کوفه و بصره برای حضرت نامه های متعدد نوشتند و نمایندگانی را فرستادند و بیعت و حمایت خود را از حضرت اعلام کردند و درخواست کردند که به کوفه و عراق بیاید تا بر ضد یزید قیام کنند. امام حسین(ع) برای اطمینان از صحت ادعای اهل عراق مسلم بن عقیل را فرستاد، از طرفی یزید یک لشکر بزرگ را به بهانه انجام مراسم حج به مکه فرستاد و به آنها دستور داد حسین را مخفیانه دستگیر کنند و یا او را ترور کنند. مسلم بن عقیل برای حضرت پیغام فرستاد که سخن اهل عراق و کوفه درست است و چون روز هفتم ذی حجه لشکر اعزامی یزید وارد مکه شده بود، و امام حسین(ع) با توجه به جواب اهل کوفه و اطلاع از قصد یزید روز هشتم از مکه خارج شد و به سوی عراق حرکت کرد و در مسیر کوفه خبر شهادت مسلم به حضرت داده شد. امام حسین(ع) به قصد کوفه ادامه مسیر داد، تا در آنجا از آنچه هستند تعداد بیشتری نیرو فراهم کند. در این بین لشکر حر بن یزید ریاحی نزدیک شد، او از طرف بصره اعزام شده بود تا اجازه ندهد حسین(ع) به کوفه برسد تا از حمایت مردمی محروم شود. حر پس از رسیدن به امام حسین(ع) اعلام کرد که مأموریت درگیری ندارد و آمده است تا او و یارانش را نزد عبیدا… بن زیاد ببرد و تحویل دهد، حضرت از همراهی با او امتناع کرد و در این بین چند نفر از دوستان حضرت که از کوفه حرکت کرده بودند به امام حسین(ع) رسیدند و خبر دادند که لشکر زیادی از سمت کوفه حرکت کرده است و اگر برسند همه شما کشته خواهید شد.
حر به امام حسین اجازه داد در مسیری غیر از جاده و کوفه و مسیر برگشت به مدینه حرکت کنند امام حسین(ع) نیز به جهتی غیر از این دو جهت به حرکت خود ادامه داد تا اینکه به منطقه نینوا رسیدند. در این منطقه پیکی از عبیدا… بن زیاد برای حر آمد که دستور داده بود امام حسین را در محدودیت و تنگنا قرار دهد. در این لحظه حر دیگر اجازه ادامه مسیر به امام حسین نداد و حضرت در نینوا متوقف شد و اینگونه بود که لشکراعزامی عبیدا… بن زیاد رسیدند و حادثه عاشورا در این منطقه بوجود آمد. البته حضرت در طول همه این مدت که با لشکر حر برخورد کرد بارها برای آنها سخنرانی کرد و خودش را و مقام و منزلت خود را به آنها اعلام کرد و گفت من با درخواست مردم کوفه به اینجا آمدم. حضرت در دفعات متعدد حجت را بر لشکر حر تمام کرد تا بدانند که به چه کاری دست می برند و به آنها هشدار داد که اگر مرا به قتل برسانید به آنچنان ذلت و خواری دچار خواهید شد که روزگار شما سیاه خواهد شد. هرچند حر پشیمان شد و از رویارویی با امام خودداری و در صف یاران آن حضرت قرار گرفت اما دیگر سپاهیان یزید بدون توجه به هشدارهای امام حسین(ع) آن حضرت و یارانش را در صحرای کربلا به شهادت رساندند

                                                                منبع 



تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...